jueves, 18 de noviembre de 2021

ایران، حجاب و زنانش

ریحانه طراوتی در حالی که منتظر بود تا ترافیک به یکی از خیابان های تهران سرازیر شود، سعی کرد ویدیوی مشکل را با اقتدار خود ثابت کند که توسط گروهی از دوستان که در حال پنهان کردن پارودی آهنگ شاد بودند در حالی که ریحانه فقط 23 سال دارد دنبال می شد. پیر، او با یک کوله پشتی کوچک که بخشی از کابل هوایی است، هزارتوهای خورشید و یک استتار آبی همراه است که شعار می دهد و می خواند "... می خواهم خوشحال باشم ...". «آن ویدیو برای پیوستن به کمپین روز شادی دیالی بود، ما می‌خواستیم نسل گدازه‌های ایرانی را با آرامش، سرگرم‌کننده و همچنین ده‌ها لوس اوسنتا را هم می‌شناسیم و لذت بردیم» با suú شما می‌خواهید از یکی دیدن کنید. مشتریان شما و کسانی که می خواهند استراتژی خود 

ایران، حجاب و زنانش

را در شبکه های اجتماعی خود مانور دهند.

ریحانه با لبخندی که حتی وقتی ترافیک غیرقابل تحمل است متوقف نمی شود - «گاهی با تاکسی موتور سیکلت سفر می کنم زیرا در غیر این صورت هرگز به قرار ملاقات نمی رسم» - تأکید می کند که شبکه ها به ویژه اینستاگرام به ارتباط جوانان ایرانی با دنیا کمک کرده است. ، اما در عین حال آنها بستری برای زنان بیشتر و بیشتر مانند او بوده اند تا کسب و کار خود را ایجاد کنند و مستقل باشند. "هر بار زنان و جوانان بیشتری را ملاقات می کنم که برای خودشان کار می کنند و این باعث خوشحالی من می شود، زیرا پنج سال پیش وضعیت به همین شکل نبود. زمانی که برای ارائه خدمات شرکتم به یک شرکت مراجعه کردم، رویکرد آنها نسبت به امروز متفاوت بود، وضعیت از این نظر بسیار بهتر است. آنها را می توان از بسیاری جهات احساس کرد.

شاید یکی از بارزترین آنها مسئله حجاب باشد که از زمان پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1979 در ایران استفاده اجباری شده است. در آن زمان بخش بزرگی از جامعه ایران - که شامل سکولار، مذهبی و جناح چپ بود. ، روحانیون، دانشجویان دانشگاه و بسیاری از زنان - برای مبارزه با خاندان شاه محمدرضا پهلوی که در آن زمان در ایران سلطنت می کرد به خیابان ها آمدند. ادعاهای آنها متعدد و بسیار متنوع بود، اما آزادیخواهی، نابرابری اجتماعی کمتر و استقلال بیشتر در عرصه بین المللی، به ویژه در رابطه با ایالات متحده، که حامی اصلی سلطنت بود، متحد شدند. در آن سال‌ها، این بخش‌ها حول آیت‌الله خمینی، روحانی‌ای که سال‌ها پیش به دلیل انتقاد از شاه تبعید شد و در نهایت انقلابی را که در نهایت در جمهوری اسلامی به راه می‌اندازد، رهبری کرد، متحد شدند. این سیستم جدید عواقب بزرگی را برای زنانی به همراه داشت که در طول سال‌ها برای دفاع از حقوق خود با سیستم مقابله کرده‌اند، از جمله اینکه می‌توانند آزادانه تصمیم بگیرند که آیا می‌خواهند سر خود را بپوشانند.

حرکت اجتماعی. تا یک سال پیش، زنانی که در انظار عمومی به ویژه در خیابان چادر را رها می کردند، توسط مقامات مورد توبیخ یا بازداشت قرار می گرفتند. آنها حتی مورد هجوم عده ای از افراد وفادار به نظام قرار گرفتند که از این عقیده دفاع می کنند که حجاب نه تنها حافظ اخلاق زنان است، بلکه یکی از ارکان نظام جمهوری اسلامی است. اما اوضاع در حال تغییر است - عمدتاً در تهران، جایی که تغییرات در کشور از آنجا آغاز می شود - از ژانویه 2018 چندین زن جوان، هر کدام به تنهایی، تصمیم گرفتند چادر خود را بردارند و آن را در روز روشن در خیابان بالا ببرند. .


این جنبش به زنان انقلاب یا خیابان انقلاب معروف شد و در حالی که بسیاری از آنها به دلیل اقدامات خود دستگیر و مجازات شدند، ابتکار آنها هزاران زن دیگر را به چالش کشیدن هنجارها برانگیخت. به طور فزاینده ای دیده می شود که وقتی زنی به خاطر طرز لباس پوشیدنش دستگیر یا توبیخ می شود، جامعه برای محافظت از او واکنش نشان می دهد. بسیاری از این اعمال در ویدئوهایی که بعداً در شبکه‌های اجتماعی پخش می‌شود، به‌ویژه از طریق کمپین «تلفن همراه من سلاح من است» که توسط روزنامه‌نگار ایرانی تبعیدی در آمریکا، مسیح علی‌نژاد، تبلیغ می‌شود، ضبط می‌شود. در این تصاویر می بینید که چه تعداد از زنان جوان با کسانی که به خاطر حجابشان آنها را سرزنش می کنند مواجه می شوند یا وقتی مسئولان می خواهند یک زن را دستگیر کنند، جامعه چه واکنشی نشان می دهد.

اما این دعوای ساده ای نبوده است و نسرین سُتوده وکیل دادگستری در این باره چیزهای زیادی می داند که مدافع زنانی شده بود که در ابتدای سال 2018 تصمیم گرفت به نشانه اعتراض چادرهای خود را در خیابان های تهران بالا ببرد. ژوئن گذشته، این وکیل سرشناس، که کارش توسط اتحادیه اروپا در سال 2012 با جایزه ساخاروف برای آزادی اندیشه برجسته شد، به دلایل مختلف، از جمله دفاع از این زنان که صدای آشکار آنها شده بود، دستگیر شد. هشت زن دیگر و مدافع حقوق بشر نیز در سال گذشته دستگیر شدند. اتهامات وارده علیه سُتوده که شامل تبلیغ علیه نظام و ترویج فساد و فحشا می‌شود، حتی بر اساس معیارهای ایران به یک حکم بسیار سخت ختم شد: 38 سال زندان و 148 ضربه شلاق.


هنجارهای اجتماعی در ایران با ابهام تعریف می شوند و فشارها هرگز یکسان نیست. زمانی وجود دارد که آزادی‌ها کمی فضای تنفس می‌دهند و برخی دیگر که محدودیت‌ها دوباره بیشتر می‌شوند. همه چیز به وضعیت سیاسی کشور بستگی دارد، جایی که درگیری بین کسانی که دید دقیق تری نسبت به جامعه دارند با کسانی روبرو می شود که اگرچه بخشی از نظام هستند، اما از اصلاحات و گشایش های بیشتر در زمینه های مختلف از جمله رفتار اجتماعی حمایت می کنند. این امر توضیح زندگی روزمره این کشور پر از تفاوت های ظریف را پیچیده تر می کند و جامعه آن، تا حدی به لطف فشار زنان، در دهه های اخیر با سرعتی تغییر می کند که رهبران آن قادر به توقف آن نیستند. .

مسئولیت. این آنها هستند که علیرغم داشتن قوانین علیه خود، فشار بیشتری را علیه رژیم برای ترویج تغییرات اعمال می کنند. نکته طنزآمیز این است که آنها در پیروزی انقلاب اسلامی 1357 نیز مسئولیت بزرگی داشتند که در نهایت به وضع قوانین و مقرراتی در مورد رفتارهایی که در نهایت بر خلاف آنها بود، حتی متدین ترین و مدافعان جمهوری اسلامی که آنها داشتند، انجامید. برخی از هنجارها مانند اجباری بودن حجاب را با کمال میل پذیرفت.


از آن زمان، این قانون از بسیاری جهات علیه زنان بوده است. مثلاً جان و حرفش نصف ارزش یک مرد شد. اگر زنی خواهان طلاق بود، باید به خواست شوهرش بستگی داشت و اگر می خواست شغلی پیدا کند، ازدواج کند یا از کشور خارج شود، نیاز به اجازه مرد مسئول داشت. علیرغم اینکه در دو دهه اخیر مبارزه با دهها طرحی که سعی در آشکار ساختن مشکلات زنان و برخی تغییرات در قوانین مربوط به مهریه یا ارث بیشتر شده است، جایگاه آنها هنوز فاصله زیادی دارد. . به این نکته اضافه می شود که بخش مهم جامعه که از اندیشه های سختگیرانه دفاع می کند، به این ایده که زنان بخش فعال توسعه جامعه هستند، اعتقادی ندارند.


اما به طرز متناقضی، اگرچه انقلاب پیامدهای منفی اجتماعی و قانونی برای زنان به همراه داشت، اما در این ۴۰ سال حتی مذهبی‌ترین و سنتی‌ترین بخش نیز پیشرفت‌هایی را در زمینه دسترسی زنان به موقعیت‌هایی که زمانی برای آنها در جامعه ممنوع بود، درونی کرده است. نمونه ها زیاد است. در حالی که وکلای زن از ورود به عرصه قضایی منع شده بودند، تعداد زیادی از زنان به تحصیل دسترسی داشتند و میزان زنان دارای تحصیلات دانشگاهی به شدت افزایش یافت.

نمایندگی سیاسی از زمان انقلاب به ویژه پس از پایان جنگ با عراق که بین سال‌های 1980 و 1988 رخ داد، دسترسی زنان به دانشگاه‌ها به بیش از 55 درصد افزایش یافته است. این امر مشارکت آنها را در محل کار نیز افزایش داد. والدین خانواده‌های مذهبی‌تر که قبلاً قبول نداشتند دخترانشان خانه‌هایشان را ترک کنند، چون احساس امنیت نمی‌کردند، پذیرفتند که دخترانشان تحصیلات بیشتری داشته باشند. اما این پیشرفت ها با مشکلاتی نیز همراه است. بیکاری به ویژه در میان زنان بسیار خونین است و حضور آنها در مناصب و حوزه های تصمیم گیری، به ویژه در عرصه سیاسی، کماکان کم است.


در حال حاضر 17 کرسی از 290 کرسی مجلس در اختیار زنان است که این رقم از دو منظر قابل تحلیل است. نکته مثبت این است که تا به حال، در 40 سال انقلاب، این تعداد نماینده زن مجلس نبوده است. و منفی این است که نمایندگی آنها تنها به 6 درصد می رسد، نمونه ای از تناقضات توازن قوا در کشور. نظام حکومتی که پس از انقلاب به وجود آمد، یک مدل تئوکراتیک است که در آن فرآیندهای دموکراتیک و خودکامه با هم ترکیب می شوند. حداکثر قدرت در دست شخصیت‌های مذهبی است که نام رهبری بر آن‌ها گذاشته می‌شود، سمتی که آیت‌الله روح‌الله خمینی تا زمان مرگش در سال ۱۳۶۸ در اختیار داشت و علی خامنه‌ای که از آن زمان تاکنون فرماندهی می‌کند.

ولی فقیه - که توسط کمیته ای خبره از روحانیون انتخاب می شود که به نوبه خود با رأی مردم انتخاب می شوند - حرف آخر را در مهم ترین شئون کشور می زند و همه نیروهای کشور تابع اوست. نهادهای دموکراتیک توسط پارلمان و رئیس‌جمهور آن رهبری می‌شوند که با رای مردم انتخاب می‌شوند، اما نه قبل از اینکه نام او توسط شورای نگهبان بررسی شود که مطمئن شود نامزدها به اندازه کافی مذهبی و «انقلابی» هستند. هزاران نام در روند گزینش قبل از انتخابات رد می شود.


اگرچه دولت سیاست های اقتصادی و اجتماعی را تحت کنترل خود دارد، اما این تصمیمات ممکن است توسط دیگر عناصر رژیم تحریم شود. از این رو توضیح داده می‌شود که دولت‌هایی که در جنبه‌های اجتماعی «ذهن باز» محسوب می‌شوند، مانند دولت حسن روحانی، رئیس‌جمهور کنونی، در انجام بسیاری از اصلاحات اجتماعی پیشنهادی ناکام هستند.



به عنوان مثال: این پیشنهاد که حداقل 30 درصد از استخدام‌های جدید در مناصب دولتی تحت پوشش زنان باشد، چندان محقق نشده است. او توضیح می‌دهد: «ایران هنوز جامعه‌ای مردسالار است و این بینش در این فرآیندهای انتخاباتی نه تنها از منظر اینکه چه کسی قدرت انتخاب دارد، بلکه از دیدگاه کسانی که تصمیم می‌گیرند نام خود را برای انتخاب شدن معرفی کنند، آشکارتر می‌شود». طیبه سیاوشی نماینده مجلس در دفتر خود در مجلس شورای اسلامی، جایی که او با همراهی تیم زنانه خود مشغول به کار است. بخش سختگیر خاطرنشان می کند که مشارکت زنان در ایران برخلاف ارزش های خانوادگی بوده و یکی از دلایل کاهش ازدواج و افزایش طلاق است.

سیاوشی، کارشناس سیاست بین‌الملل، بخشی از گروهی از زنان مستقل است که برخی از آنها دانشگاهی و علاقمند به توسعه زنان هستند که در انتخابات مجلس شورای اسلامی در سال 1395 با هدف کسب آرای هر چه بیشتر شرکت کردند. «اگرچه دستاوردهای بزرگی نداشته‌ایم، اما پیروزی‌هایی در مقیاس کوچک‌تر داشته‌ایم، به‌ویژه در قوانین مربوط به خردسالان و جوانان. سیاوشی با بیان اینکه بزرگترین مشکل امروز ایران این است که زنان حقوق خود را نمی دانند، می گوید: این خیلی خوشحالم می کند، به خصوص که این اصلاحات یازده سال در مجلس بود و بالاخره توانستیم قوانینی را تصویب کنیم.


یک مثال این است که طبق قوانین ایران، زنان می توانند حقوق خود را در مورد ازدواج مشخص کنند، که شامل مواردی مانند عدم نیاز به اجازه شوهر برای خروج از کشور یا توانایی پیشرفت در شغل می شود. با این حال، هنوز تعداد کمی هستند که از این موضوع آگاه هستند، بسیار کمتر کسانی که به دلایلی از جمله فشار خانواده جرأت ورزش کردن آنها را دارند.

فاصله بین خانواده ها فخرحسادات محتشمی پور که در سال 1979 یک جوان انقلابی بود که فعالانه در تظاهرات سرنگونی سلطنت حاکم وقت شرکت کرد، در دهه های اخیر خود را وقف ترویج حقوق زنان و حمایت از زنان تاجر کوچک کرده است. «در حالی که کسانی که از سرکوبگرانه ترین دیدگاه ها دفاع می کنند، مخالف رسیدن زنان به مناصب بالا هستند، افکار عمومی با آن مشکلی ندارد. بخش بزرگی از جامعه درک کرده اند که زنان برای رسیدن به درجات خاصی از رشد باید در کنار مردان کار کنند.


همسر او، سیاستمدار اصلاح طلب مصطفی تاج زاده، در نتیجه زنجیره سرکوبگری که پس از انتخابات ریاست جمهوری 2009 در ایران به راه افتاد، در زندان بود که در آن محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور سابق، در سایه تردید دوباره انتخاب شد. تاج زاده که امروز آزاد شد به یکی از بزرگ ترین منتقدان جمهوری اسلامی تبدیل شد، واقعیتی که باعث شد فخرسادات از خانواده اش فاصله بگیرد. کار او با سازمان های مختلف مرتبط با زنان او را از سقوط در یک افسردگی بزرگ نجات داد.     


  «من شاهد بودم که مردسالاری دیگر ارزشی نیست و به ضد ارزش تبدیل شده است. حتی اگر بسیاری از والدین از این موضع سلطه دفاع کنند، سکوت کرده اند زیرا جوانان در ایران دیگر این ظلم را در خانواده و جامعه نمی پذیرند. علاوه بر این، قبلاً دیده ایم که اگر سرکوب بسیار زیاد باشد، کاری که جوانان - زن و مرد - انجام می دهند این است که مدتی سکوت کنند، اما در نهایت همیشه راهی برای ابراز وجود خواهند یافت. محتشمی پور، مادر دو دختر.

هر ورزشی باید با حجاب و با بدن کاملا پوشیده انجام شود. این قانون مانعی برای ده‌ها ورزشکار از جمله فوتبالیست‌ها بود که شرکت در مسابقات بین‌المللی بدون زیر پا گذاشتن قوانین رختکن دشوار بود. این در سال‌های اخیر تغییر کرده است، اما برخی محدودیت‌ها همچنان بر زنان تأثیر زیادی می‌گذارد. ورزشگاه ها برای دهه ها ممنوع بوده است، حتی برای خبرنگاران، و تنها تا چند ماه پیش قوانین شروع به سست شدن کردند، همیشه با عقب نشینی. اگرچه برخی از بانوان توانسته‌اند شاهد بازی‌های بین‌المللی برای تیم ایران باشند، اما لیگ محلی هنوز کاملاً مردانه است. بسیاری از روحانیون و سیاستمداران تندرو متقاعد شده اند که این سناریوها برای یک زن مناسب نیست. آنها استدلال می کنند که اگر به این سناریوها دسترسی داشته باشند، سنت ها و ساختار خانواده می تواند فاسد شود. برای این ذهنیت محافظه کار، همه پیشرفت های زنان یک تهدید است، اما این مانعی برای ادامه مبارزه آنها نیست.

آمنه شیرافکن، روزنامه‌نگار، وکیل روابط بین‌الملل، فمینیست، فعال حقوق زنان، کاربر توییتر و دوچرخه‌سوار که از این نظریه دفاع می‌کند که تغییرات در جامعه را مثال می‌زند. او در پایان می گوید: «من متقاعد شده ام که هر زن باید الگوی کوچکی برای تحول جامعه باشد.دوچرخه، اودیسه. مهری جمشیدی بخشی از این گروه عظیم از جوانان بسیار ماهر است که به دلیل بحران های رسانه های داخلی بیکار مانده اند. او عکاس و همچنین یکی از معدود زنانی است که با دوچرخه در تهران مواجه شده است. «وقتی دوچرخه سواری را شروع کردم خیلی شرمنده بودم. می‌خواستم این کار را بکنم، این آرزوی من بود، اما خجالت می‌کشیدم اشتباه کنم و جلوی چشم همه بیفتم.

مهری به کافه ای که ما هستیم رکاب زده است. بیش از یک ساعت طول کشید تا 8 کیلومتر را طی کند، اما بدون مشکل این کار را انجام می دهد. دوچرخه، بیش از یک وسیله نقلیه، برای او درمانی است. وقتی احساس می کند که قرار است افسرده شود، یا وقتی سرش از چرخش باز نمی ایستد - چیزی که اغلب اتفاق می افتد - بیرون می رود تا به خیابان رکاب بزند. او این کار را بدون کلاه ایمنی انجام می دهد، او نمی تواند آن را با حجاب ترکیب کند. با پارچه ای که روی سرش است، احساس ناخوشایندی و ناامنی می کند. بنابراین او سر خود را با یک باندانا زیر آن می پوشاند تا از آشکار شدن موهایش جلوگیری کند و کلاه ایمنی را روی آن قرار می دهد. اما این کار آسانی نیست، او دوباره تاکید می کند که تهران شهری نیست که برای ورزش به خصوص بانوان ساخته شده باشد.                        


No hay comentarios:

  A PROPOSITO DE MARIA CORINA MACHADO - PREMIO NOBEL DE LA PAZ DE 2025    El mundo progre socio comunista, desde Maduro a Sánchez, pasando p...

ANTERIORES