اعتراض زنان ایرانی به حجاب اجباری روز به روز بیشتر می شود. آخرین بار در 17 اسفند 1397 بود که اقبال چندانی نداشت که 29 نفر از آنها به دلیل رفع حجاب در یکی از جاده های عمومی تهران دستگیر شدند. دلیلی که آنها را به این سمت سوق داد: آنها از اینکه دولت به آنها می گوید با بدن خود چه کنند خسته شده اند. این ابتکار با کمپین چهارشنبه سفید مرتبط بود که در آن بسیاری از زنان عکس هایی را با لباس سفید و بدون حجاب در اینستاگرام منتشر می کنند.
حجاب زنان اسلامی، رسم و رسومی است که دین اسلام از زمان انقلاب اسلامی برای همه زنان پذیرفته است و باید بدون استثنا از آن پیروی کنند. قرآن در این زمینه بیان می کند که زنان مسلمان باید متواضعانه بپوشند. از سوی دیگر، و اگرچه قرآن نحوه اجرای این رهنمودها را مشخص نکرده است، اما اکثر نظامهای حقوقی اسلامی از این دفاع میکنند که این پوشش متواضعانه باید تمام بدن را به جز صورت و دستها در ملأ عام بپوشاند.
حجاب انواع مختلفی دارد. در وهله اول باید تأکید کرد که «حجاب» به معنای «پوشاندن» یا «پوشاندن لباس» است، همچنین مسلمانان به عرف پوشش بدن زنان اشاره میکنند.
بنابراین می توان به این نکته اشاره کرد که حجاب یک نوع حجاب نیست، بلکه یک هنجار است که بسته به سیاست اجتماعی محل اتخاذ آن شکل های متفاوتی به خود می گیرد. همچنین قابل توجه است، همانطور که قبلاً اشاره کردیم، نه قرآن و نه هیچ قانون دیگری نوع پوشش زنان مسلمان را مشخص نکرده است. از سوی دیگر، قرآن تصریح می کند که بهترین راه برای شناخته شدن و بی مزاحمت شدن زنان، «چسبیدن به حجاب» است. به همین دلیل، دین اسلام، پوشش اسلامی را به عنوان عنصری مساعد برای حمایت و دفاع از زنان مهم میداند.
از سوی دیگر، باید تأکید کرد که حجابهای یکپارچه اسلامی را که تمام بدن را می پوشاند از آنهایی که فقط سر یا گردن را می پوشاند، متمایز می کنیم. در این منطقه آخر، شیله، حجاب و العمیره است.
العمیره حجابی است که تمام سر و گردن را با دو تکه می پوشاند. اولین مورد با خط صورت تنظیم می شود و دومی دستمالی است که قسمت اول را می پوشاند. به دلیل دشواری در نگهداری آن، اغلب توسط زنان مسلمان جوان استفاده می شود. ثانیاً می توان از حجاب صحبت کرد که اگر به تعریفی که در کشورهای غربی از آن می شود توجه کنیم، می توان از روسری صحبت کرد که مو و گردن را می پوشاند و صورت را بدون پوشش می گذارد. در این صورت زن در تصمیم گیری برای رنگ ها و الگوهای خود آزاد خواهد بود. آخرین نوع حجاب در این دسته شایلا است، شال گردنی مستطیلی و بلند که در منطقه خلیج فارس محبوبیت دارد. این دور گردن و قلاب ها در ارتفاع شانه پیچیده می شود.
از سوی دیگر، آن دسته از حجاب ها را می یابیم که تمام بدن را می پوشانند. در این مورد می توان بورکا، نکاب یا چادر را برجسته کرد. برکا که اصالتاً اهل افغانستان و پاکستان است، یکی از انواع حجاب است که بیشترین جنجال را در جوامع غربی به راه انداخته است. این یک لباس مایل به آبی است که صورت و بدن را می پوشاند و شبکه ای روی چشم ها باقی می گذارد. نکاب یا نقاب از شاخه وهابی اسلام می آید که یکی از رادیکال ترین شاخه ها با ریشه در عربستان سعودی است. این چادر تمام صورت را می پوشاند، به جز یک روزنه کوچک برای چشم. آخرین نوع حجاب در این دسته چادری است. پارچه ای نیم دایره ای است که زن مسلمان از سر می پیچد و تمام بدن را می پوشاند و به لطف چین های گردن بدون قلاب نگه داشته می شود تا صورت دیده شود. رنگ معمول آن سیاه است. اما زمانی که استفاده از آن محدود به خانه یا مسجد باشد، می تواند رنگارنگ تر باشد.
در سال 1921، سرباز رضاخان با حمایت انگلیسیها در ایران کودتا کرد، اما چهار سال بعد بود که توسط مجلس مشروطه کشور به عنوان شاه ایران منصوب شد و به این ترتیب آخرین سلسله سلطنتی تأسیس شد: خاندان پهلوی. هدف رضاخان نوسازی و غربیسازی کشور بود. به همین منظور، علاوه بر این که مردی مؤمن نبود، اقدامات بسیاری علیه مسلمانان انجام داد; از جمله زنان را از پوشیدن چادر منع کرد. بنابراین زنانی که میخواستند از نوع چادری استفاده کنند، فقط میتوانستند در خانه این کار را انجام دهند.
این وضعیت تا سال 1941 ادامه داشت تا اینکه چون رضاخان حمایت خود را از حزب ناسیونال سوسیالیست آلمان اعلام کرده بود، انگلیسی ها و روس ها برای حمله به ایران وارد شدند. در مواجهه با چنین وضعیتی پانزده لشکر از ارتش شاه بدون مقاومت تسلیم شدند. این امر باعث شد که انگلیسی ها آنقدر قوی باشند که شاه را مجبور به کناره گیری و واگذاری تاج و تخت به پسرش محمدرضا پهلوی کنند. او نسبت به اسلام سهلگیرتر و انعطافپذیرتر بود. فضای بیشتری به مذهبی ها می داد و زنان می توانستند آزادانه لباس بپوشند. با این حال، با شاه جدید، یک رژیم دیکتاتوری تداوم یافت و حتی در سال های آخر سلطنت او با برخی اقدامات شاه، یعنی ایجاد ساواک و شکست انقلاب سفید، بر آن افزوده شد.
نارضایتی عمومی چه در سطح ملی و چه بین المللی افزایش یافت. در دهه 70 تظاهرات بیشتر و بیشتر شد و سرکوب وحشیانه تر شد و یک جنبش انقلابی قوی ایجاد کرد. انقلابیون خواستار آزادی، دموکراسی، سرنگونی شاه و اعلام جمهوری بودند. برای دستیابی به این هدف، مردم از انواع ایدئولوژی ها گرد هم آمدند: از شیعیان بنیادگرا گرفته تا لیبرال دموکرات های روشن فکر، تا کمونیست ها و آنارشیست ها. سرانجام رضا پهلوی در سال 1358 به دلیل شورش ها و فشارهای مداوم علیه شاه کشور را ترک کرد.
پس از انقلاب ایران، گروههای مختلف ایدئولوژیک که علیه شاه میجنگیدند، سعی در تثبیت خود در قدرت داشتند. این زمانها دوران سردرگمی و هرجومرج بود، زمانی که عراق از آن برای حمله به کشور استفاده کرد. در این دوره بین مسلمانان اصولگرا که از پیروان خمینی بودند و بهشتی را نماینده خود می خواستند و لیبرال دموکرات ها پیروان رئیس جمهور سابق مصدق که خواهان بنی صدر بودند، درگیری در گرفت. سرانجام در طول هشت سالی که جنگ با عراق به طول انجامید، جناح مذهبی موفق شد مانند اختاپوس در شبکه های قدرت نفوذ کند. به همین دلیل وقتی آب ها آرام شد، جمهوری اسلامی ایران تأسیس شد. وقتی این اتفاق افتاد، همه آن انقلابیون ایدئولوژی های دیگر که علیه شاه جنگیدند تحت تعقیب قرار گرفتند، زندانی شدند و کشته شدند.
رژیم تئوکراتیک جدید به موجب قانون الزام به پوشیدن حجاب را ترویج کرد. با این حال، در سال های اخیر وضعیت به تدریج در حال تغییر بوده است. در ابتدا خانم ها همیشه بدون توجه به یک مو چادر و حجاب می کردند، اما کم کم شرایط انعطاف پذیرتر شد و خانم ها موهای خود را بیشتر و بیشتر به عقب می کشند و قسمت زیادی از موهای خود را نمایان می کنند.
نحوه تجربه حجاب در هر یک از زنان ایرانی متفاوت است. دخترانی هستند که با حجاب میپوشند، برخی دیگر چادر خود را با پاپیون جمع میکنند و برخی تصمیم میگیرند که با چادر تن خود را بپوشانند. در شهرهای روستایی ایران دستمالهایی میبینید که کل یال را پنهان میکنند، در حالی که در شهرها دستمالهای بیشتری در شرف افتادن هستند. نه تنها راه های پیوند حجاب در مو متفاوت است، بلکه نظرات هر یک در مورد الزام به پوشیدن آن نیز متفاوت است. زنان جوان مصاحبه شونده در این گزارش مخالف قانون حجاب خودسرانه هستند و مدعی هستند که پوشاندن موهای خود باید یک تصمیم فردی باشد. اما تفکرات مخالفی نیز وجود دارد که روسری را یک عنصر محافظتی برای زنان میدانند و از افرادی که برای اعتراض آن را در خیابان برمیدارند، انتقاد میکنند.
فیروزا و روشنی دو دختر بیست و چند سالهای هستند که در شهر شیراز قدم میزنند. آنها به تحمیل حجاب نگاه انتقادی دارند. آنها از قوانینی که دیکته می کنند لباس زنانه چگونه باشد عصبانی هستند. آنها توضیح می دهند که به دنبال گوشه هایی می گردند که در آنجا عصبانی شوند و "احساس کمی آزادی کنند". آنها بدون عذرخواهی در مورد موقعیت خود صحبت می کنند. با این حال از بیان جزئیات اجتناب می کنند و نگاهشان نشان دهنده ناراحتی در گفتگو است. در همین راستا، میترا که به عنوان راهنمای گردشگری کار می کند و دارای مدرک تدریس و ادبیات فرانسه است، خودسری این قانون را محکوم می کند. او میگوید: «من حجاب را دوست ندارم، فقط به اجبار کشور آن را میپوشم. او می گوید که در مهمانی های خصوصی در خانه دوستان شرکت می کند و در آنجا می تواند دستمالش را در بیاورد. برای اثبات این موضوع، او عکسهایی را نشان میدهد که روی موبایلش ذخیره شده است و موهای قهوهای و پاهایش را با دامن کوتاه نشان میدهد.
فاطمه در حالی که در بازار یزد قدم می زند، می گوید: «مبارزه با تحمیل بسیار دشوار و پرخطر است. او تعریف یک نوع لباس پوشیدن برای همه زنان را پوچ می داند. او امیدوار است که در آینده، محدودیت های کشور در زمینه آزادی باز شود. بهار، دختری ایرانی که در بارسلون زندگی میکند، میگوید: «تنها تغییر مسیر سیاسی میتواند به بهبود وضعیت فعلی کمک کند». او در طول روز در بارسلونا موهایش را در هوا میپوشد، اما زمانی که در ایران به خانوادهاش میرود، سرش را با روسری میپوشاند. مشخص است که اگر این ژست به معنای زندان نباشد، تقریباً 70 درصد زنان حجاب را برمیداشتند. او توضیح می دهد که قبل از خمینی، زنان خودشان تصمیم می گرفتند که آن را بپوشند یا نه، در حالی که اکنون این یک تحمیل است، "که باعث رد بیشتر حجاب اسلامی می شود."
با این حال، زنان ایرانی هستند که با حجاب احساس راحتی می کنند، زیرا آن را عنصری از هویت خود می دانند. فائزه نوجوانی 16 ساله ساکن شیراز است. روسری با حجاب به سر می کند و خرقه ای می پوشد که بدنش را می پوشاند. او نسبت به این طرز لباس پوشیدن احساس خوبی دارد و اطمینان می دهد که بدون این لباس ها مردان بیش از حد به او نگاه می کنند و او احساس ناراحتی می کند. وی استفاده از روسری اسلامی را باید یک تصمیم شخصی دانست و تاکید می کند که پوشیدن موهای پوشیده بر خلاف میل سخت است. نشان می دهد که در یک خانواده ممکن است دیدگاه های متفاوتی در این مورد وجود داشته باشد. او توضیح می دهد: "من و مادرم نظر مساعدتری نسبت به قانون داریم اما خواهرم غیر از این فکر می کند."
تفکراتی وجود دارد که مصادف با الزام به حجاب است و افرادی را که سعی در لغو قانون دارند را دشمن می دانند. زهرا 37 ساله است و با خانواده اش در میمند زندگی می کند. او در کرمان به دنیا آمد اما زمانی که با شوهرش ازدواج کرد به خانه ای که در داخل غاری ساخته شده بود نقل مکان کرد که او از خانواده اش به ارث برده بود. حجاب اسلامی برای او تحمیلی نیست و میگوید که اکثریت زنان موافق پوشیدن آن هستند. او تاکید میکند که معترضانی که راهپیمایی را به دلیل برداشتن حجاب در ملاء عام متوقف کردند «دشمنان کشور هستند». انتظار داشته باشید حجاب و دیگر حجاب ها در طول زمان پابرجا بماند. مردی که به عنوان راهنمای تور در اصفهان، جهان کار می کند، در همین سمت است. او طرفدار تحمیل روسری به عنوان ابزار محافظتی برای زنان است. او برای دفاع از موقعیت خود قیاسی می کند: «مرد مانند گربه و زن مانند یک تکه گوشت است. اگر از گوشت محافظت نشود به ناچار گربه به دنبال آن خواهد رفت.
تنها گزینه ممکن قبل از تحمیل حجاب، تغییر قانون است. این امر مستلزم توافق بین گروههای مختلف نماینده در مجلس شورای اسلامی است، واقعیتی که دستیابی به آن دشوار است زیرا اکثریت مجلس در اختیار محافظهکارترین احزاب است. به گزارش بهار، با تغییر دولت فعلی امکانپذیر نیست و همانطور که سعید، راهنمای تور اسپانیایی زبان توضیح میدهد، سقوط رژیم و یا مرگ رهبر ایران، علی خامنهای، ضروری است. سعید همچنین فکر می کند که اگر تعداد تظاهرات علیه تحمیل حجاب همچنان رو به افزایش باشد، همانطور که از دسامبر 2017 اتفاق افتاده است، در نهایت دولت چاره دیگری جز تسلیم شدن در مقابل اعتراضات نخواهد داشت.
در ادامه این دیدگاه، علی که به عنوان راهنمای تور نیز فعالیت میکند، اضافه میکند که این که زنان ایرانی بیش از پیش روبنده میشوند، نشانه این است که قانون در نهایت تغییر خواهد کرد. برای او فقط زمان است که «قانون زیر بار خودش بیفتد، زیرا توقف پیشرفت جامعه غیرممکن است». یکی از شواهد این امر این است که زنان ایرانی روز به روز بیشتر به جنبشهای فمینیستی میپیوندند که خواستار آزادی انتخاب هستند، مانند به اصطلاح «چهارشنبههای سفید».
آنطور که فائزه توضیح میدهد، احتمال دیگر این است که به جای لغو قانون، در برخی جنبهها تغییر میکند تا سعی شود با واقعیت اجتماعی کنونی سازگار شود. از این نظر، میتوان آن را فقط در مورد مردم محلی یا در زمینهها یا استانهای خاص به کار برد، واقعیتی که به سختی میتواند مناقشهای را که در مورد اجباری بودن حجاب وجود دارد حل کند.
بنابراین، باید منتظر ماند و دید که دولت ایران در برابر مطالباتی که زنان کشور و سازمان های فراملی مانند عفو بین الملل با قدرت فزاینده مطالبه می کنند، چگونه عمل می کند. آیا رهبران فعلی با اصلاح قانون موافقت خواهند کرد یا باید منتظر تغییر حکومت یا سقوط ولی فقیه باشیم؟




No hay comentarios:
Publicar un comentario